تبليغاتX
تنهایی

تنهایی

دعا

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:

می گوید آری و آنچه میخواهی را به تو می دهد.

می گوید نه و چیزی بهتر به تو می دهد.

می گوید صبر کن وبهترین را به تو می دهد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت 23:9  توسط هستی احمدی  | 

 

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت            خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت

پس از چندی شکیبایی شبی یا رب توان دیدم      که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت

 

عشق معجون غریبی است . همان قدر که می تواند کشنده باشد ،قادر است اکسیر زندگی هم باشد و همان قدر که زجر مردن از عشق ،نفس بر و خرد کننده است خون گرمی که از آن توی رگ های آدم جاری می شود ،زندگی دوباره ای است که جوان و پیر نمی شناسد و قلب آدم را در هر سنی ،ناخودآگاه در برابر خداوندی که خالق عشق است ،خاضع می کند و شاکر.خدایی که در چشم به هم زدنی می تواند بدبختی ها را خوشبختی کند و زندگی ها را زیر و رو.

خدایا شکرت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت 23:4  توسط هستی احمدی  | 

بگذشتی ام ، غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادار تر است

کشش روحی،حس تعلق خاطر که بدون هیچ گونه رنگی از شهوت و خواسته های جسمانی باشد،قشنگ ترین حس های دنیاست.حسی مقدس است و شیرین که اگر کسی فقط یک بار در زندگی اش تجربه کند،تاز می فهمد منظور خداوند از عشق و مهر و محبت چیست و آن آدم در حالی که خوشبخت ترین بنده های خداست،می تواند بدبخت ترین هم باشد. چون اگر این حس را تجربه کنی و از دست بدهی،دیگر روحت آرام نمی گیرد و به چیزی غیر از آن حس،رضایت نمی دهد.می شود گفت بدبخت کسانی که یکبار هم طعم این نعمت بی همتای الهی را نچشیده اند و بدبخت تر کسانی که یک بار این نعمت را داشته اند و از دست داده اند...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 23:19  توسط هستی احمدی  | 

دالان بهشت

بازم خوندمش . برای سومین بار.و هر بار برام جذابه.خیلی قشنگه.نمیدونم چرا ولی از اول کتاب با شخصیت اصلی کتاب همزاد پنداری می کنم. با اینکه داستان زندگیش دقیقا مثل زندگی من نیست ولی ناخودآگاه خاطرات زیادی رو برام زنده می کنه شاید چون منم مثل شخصیت اصلی کتاب احساس می کنم که نادیده گرفته شدم و .... خلاصه اینکه میشه گفت قشنگ ترین کتابیه که تا حالا خوندم و در ضمن خیلی هم آموزنده است.(دالان بهشت نوشته نازی صفوی)
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 23:47  توسط هستی احمدی  | 

Click to view full size image
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 12:35  توسط هستی احمدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 12:33  توسط هستی احمدی  | 

می بخشم... اما فراموش نمی کنم

لحظه هایی تو زندگی هست که توی ذهن آدم حک می شه.مثل یک عکس و تصویر که همیشه توی ذهن،دست نخورده و ثابت می مونه و آدم به گذشته که بر می گرده،درست به روشنی روز اول جلوی چشمش نقش می بنده.مثل صحنه یه گفتگو، یه گفتگو که دوس داشتم هیچ موقع تموم نشه.دیروز تنها بودم و به یاد اون گفتگو رفتم همون جا،تو همون کلاس،رو همون صندلی نشستم.باورم نمی شد که همه اون اتفاقا افتاده.شاید 5 دقیقه فقط به جای خالیش نگاه می کردم. نبود ... فقط من بودم و یه کلاس خالی خالی اما یه دل پر از حرف...

دیشب بعد از یه وقفه طولانی باز یه عالمه گریه کردم.آخه دیروز با یکی خیلی درد دل کردم.اما اون قسمت قشنگ زندگیمو به خاطرم آورد. میگفت به این فکر کن که تو اون روزا احساس می کردی خوشبخت ترین و عاشق ترین دختر روی زمینی. و من واقعا اون روزا همچین احساسی رو داشتم.

دوستم می گفت اشتباه نمی کنی تو واقعا اون روزا خوشبخت بودی چون فکر می کردی خوشبختی. بهم می گفت حالام  میتونی خاطره های قشنگتو سوا کنی و فقط فقط به اونا فکر کنی.

نمیدونم میتونم یا نه ولی همه سعیمو می کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 22:27  توسط هستی احمدی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت 9:6  توسط هستی احمدی  | 

متولدین مهر: آرزوهای شما دست نیافتنی نیستند.فقط اراده ای قوی و صبر زیاد می خواهد. سعی کنید با ارتباط صمیمانه تر با دیگران و سعی و تلاش بیشتر به ارزوهای خود جامه عمل بپوشانید . بکوشید خود را برای کارهای بزرگ تقویت کنید.

 

متولدین آبان: بزودی گشایشی بزرگ در حوزه اقتصاد خانواده برای سما به دست می آید . از آن نهایت استفاده را ببرید. کمی از سخت گیری هایتان کاسته اید ، اما هنوز اعضای خانواده را با بدخلقی های گاه و بیگاه اذیت می کنید. مهربانی را بیشتر تمرین کنید.

متولدین آذر: خستگی را از خود دور کنید و برای آینده تان تصمیم بگیرید. شما زمان زیادی ندارید. باید هر چه سریع تر درباره یک اتفاق مهم در زندگیتان تصمیم نهایی را بگیرید . ضمنا در این باره از مشورت با بزرگان غافل نشوید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 0:4  توسط هستی احمدی  | 

مرا عهدی است با ماهی که آن ماه آن من باشد مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

همه چیز در این دنیا فراموش می شود،تغییر می کند و از بین می رود،غیر از تسلط شیرین جان و روح آدم ها بر یکدیگر. اثری که از این سلطه بر جان دیگری باقی می ماند، تغییر ناپذیر و پایدار است. اما به شرطی که این اثر زاییده عشق راستین و محبت واقعی باشد، نه آنچه دیگران به غلط نامش را عشق می گذارند. عشق تماس مستقیم دو روح است که ، بین تمام ارواح این عالم ، همدیگر را می شناسند و در هم حل می شوند.

در عشق واقعی ،تملک و وصل یعنی به هم پیوستن شیرین دو جان که تنها در کنار هم آرام و قرار می گیرند و از سلطه بی چون و چرایی که بر هم دارند، لذتی به عظمت همه محبت های عالم حس میکنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 19:47  توسط هستی احمدی  |